در این هزارتوی مست،بازتاب تو هست
1.یکبار همه اش را نوشتم،پاک شد.2.کیبرد گوشیم اینتر نمیزند نمیرود خط پایین.3.بیست و دو یا سه سالگی،هرچه ک هست،خوب است.4.امروز دوستم به من دفتر آرزو داد.یک دفتر که کلی صفحه ی خالی دارد و میتوانم ب اندازه ی تمام خط های آن آرزو داشته باشم،از فردا میگردم دنبال آرزو.5.با هم اتاقی ها ویدیوی،خنده دار میبینیم میخندیم،تنها نبودن خوب چیزی است،خدا ازمان نگیردش.6.میدانم از من متنفرند،کاریش نمیتوانم بکنم،بعد یکجوری است،انگار آدم دوست ندارد بی ربط ترین دورترین آدم هم ازش،متنفر باشد،میبیند هست غصه اش میگیرد.7.انگار خدا گریه را جیره بندی کرده باشد برای هر شب یک مقدار معینی باشد،با دلیل،بی دلیل،اشک می آید.8.هیچی.9.دوستام انقدر خوبن ک پیششون لنگ میندازم.10.گریز آناتومی ببینید،درس دنیا و آخرت است.11.تظاهر؟خودخواهی؟خودبرتر پنداری؟خود مرکز دنیا بینی؟خود خود خود خود؟!من خودِ خودم ب شما میگویم اینستا،افبی توییتر و .. دامن میزنند ب این ها،چه دامنی..12.اول و آخرش همین است؟همین نیست؟تکلیفمان را معلوم کنید خلاصه.13.هُب.14.دست و کمر درد شدید،همه واسه ی درختکاریه ساده،منِ ورزشکار.15.کمبود کتاب داستان مرا ب این حال و روز انداخته.16.چرا نمیبینمت؟اتفاقی؟17.اینایی ک میان تو ی جمع ب همه سلام میکنن ب تو نه،توی سرخورده ی طفلکی.18.نوبت جیره ی امشب رسید.19.آی هو بیکام کامفتبلی نامب:دروغ مث سگ
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 1:1 توسط مینو
|